سایه روشن
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

کاش بودیم آن زمان کاری کنیم

از تو و طفلان تو یاری کنیم

کاش ماهم کربلایی می شدیم

در رکاب تو فدایی می شدیم

[ ۱۳٩٠/٩/٢۱ ] [ ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ ] [ م ت ]

روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند،آنها تصمیم گرفتند با هم قایم باشک بازی کنند.انیشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت.اوباید تا 100 می شمرد و سپس شروع به جستجو میکرد.همه پنهان شدند جز نیوتن.

نیوتن فقط یک مربع خط کشی کرد و درون آن ایستاد.دقیقا در مقابل انیشتین،100،99،98،97 انیشتین شمرد.اوچشمهایش را باز کرد ودید که نیوتن در مقابل چشمهایش ایستاده است.انیشتین فریاد زد نیوتن بیرون(سک سک)نیوتن بیرون(سک سک).نیوتن با خونسردی تکذیب کرد وگفت:من بیرون نیستم.اصلا من نیوتن نیستم...

تمامی دانشمندان از مخفیگاهشان بیرون آمدند تا ببینند او چطور می خواهد ثابت کند که نیوتن نیست...نیوتن ادامه داد که من در یک مربع به مساحت یک متر ایستاده ام...که مرا نیوتن بر متر مربع میکند...از آنجایی که نیوتن بر متر مربع برابر یک پاسکال است بنابراین من پاسکالم پس پاسکال باید بیرون برود...

[ ۱۳٩٠/٧/٢٤ ] [ ٥:٤٢ ‎ب.ظ ] [ م ت ]

آیا تا حالا به این موضوع فکرکردین که هیچ کدوم از ما انسانها ازبرخی صفات شیطانی درونمون مثل ظلم،نفرت،حسادت یا غرور احساس درد یا خجالت نمیکنیم،اما تااینکه یکی از این این صفات رو در فرد دیگه ای میبینیم بلافاصله از اون دوری میکنیم وناراحت میشیم.اگه زخمی روی دستمون باشه هیچوقت احساس دل به هم خوردگی به مادست نمیده و حتی باهمون دست به راحتی غذا میخوریم،اما اگه همین زخم رو دست شخص دیگه ای باشه هیچوقت غذای اونو نمیخوریم وبا اون هم کاسه نمیشیم.

صفات شیطانی درست مثل همین زخم ها هستن.هروقت تو وجودمون باشن هیچگاه احساس درد نمیکنیم،امااگه ذره ای ازاین صفات در وجود شخص دیگه ای باشه ما بادیدن اون آزرده میشیم واحساس درد میکنیم.

اگه تو از اطرافیانت دوری میکنی،بهتره از اینکه اونها هم در برخی موارد ازتو دوری میکنن عذرخواهی کنی.

[ ۱۳٩٠/٧/٢۱ ] [ ٦:۱٧ ‎ب.ظ ] [ م ت ]

در تصاویر حکاکی شده برسنگهای تخت جمشید هیچکس عصبانی نیست،هیچکس سواربراسب نیست،هیچکس را درحال تعظیم نمیبینید،هیچوقت برده داری در ایران مرسوم نبوده،در بین این صدتا پیکر تراشیده شده حتی یک تصویر برهنه وجود ندارد،

این آداب اصیلمان است:نجابت،قدرت،احترام،مهربانی،خوشرویی.......

[ ۱۳٩٠/٧/٢٠ ] [ ٦:۱٩ ‎ب.ظ ] [ م ت ]

ماه رمضونم داره تموم میشه.........

میدونین چیه به نظر من ماه رمضون مثل بالا رفتن از یه کوهه

بالا رفتن از کوه سخته چون تو سربالایی قرار میگیریم ولی بالاخره تمام سختیارو تحمل میکنیم تا به قله برسیم وقتی رسیدیم حالا وقت پایین اومدنه

پایین اومدن از کوه راحته چون تو سرازیری قرار میگیریم ولی باید مواظب باشیم

حالا ماه رمضون روزای اول سخته ولی وقتی رسیدیم به قله کوه که همون تولد

 امام حسن مجتبی(ع) میشه بعداز اون میخوریم به سرازیری ولی باید حواسم باشه تند نریم چون تورا ه کلی کار داریم...

حالا دیگه ماه رمضونم داره تموم میشه خدا کنه تو اون راهی که گفتم آهسته حرکت کرده باشین...

عیدتتون جلو جلو مبارک...

[ ۱۳٩٠/٦/٦ ] [ ٦:۳٢ ‎ب.ظ ] [ م ت ]

ازشیخی پرسیدند:یاشیخ جمله ای بگو که در لحظه شادی موجب غم ودر لحظه غم موجب شادی ما گردد؟

شیخ گفت : و این نیز بگذرد...

[ ۱۳٩٠/٦/٦ ] [ ٦:٢۳ ‎ب.ظ ] [ م ت ]

رهاخواهم کرد تنهاییم را

خلوت دلم را و نگاه سرشار از امیدم را

لحظه به لحظه به دنبالت خواهم آمد

تو را در میابم در حالی که دست به سویت دراز میکنم

ناگفتنی ها را با تو میگویم

رازهای درونم را و غم هایم را فقط با تو میگویم

هر چه دارم و ندارم را از آن تو میدانم

همه چیزم را از تو خواهانم و عشق پاکم را تقدیمت میکنم

تویی که زاده عشقی

با من بمان و پذیرای دست های پر از خواهشم باش.

....... عزیزم!فقط به امید یکی شدن با تو زندگی خواهم کرد

و شبانگاه چشمانم را فقط به امید بودن در کنارت خواهم بستء

به امید روزی که امیدها به واقعیت مبدل شود...

                                                             انشا’ الله

[ ۱۳٩٠/٥/٢۳ ] [ ٦:۱٥ ‎ب.ظ ] [ م ت ]

گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی

با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید

گفتمش تصویری از لیلی ومجنون بکش

عکس حیدر در کنار حضرت زهرا کشید

[ ۱۳٩٠/٥/۱٧ ] [ ٦:٤٥ ‎ب.ظ ] [ م ت ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

صفحات اختصاصی
RSS Feed